ياقوت الحموي ( مترجم : آيتى )

664

معجم الأدباء ( فارسي )

و نيز گويد [ 1 ] : و احور إن كلّمته فهو شاعر * بيانا و إن لاحظته فهو ساحر على خدّه للياسمين غلائل * عليها من الورد النّضير ظهائر حسام بجفنيه و نطع بخدّه * و صبغ دم العشاق فى النطع ظاهر . 648 - عبد الله بن خليد [ 2 ] ابو العميثل ، از موالى جعفر بن سليمان و عميثل از صفات اسب است . او مردى متكبر بود و در رفتار بر خود مىباليد . معلم فرزندان عبد الله بن طاهر و اصلش از رى بود . به سال 240 وفات كرد به هنگام سخن گفتن كلمات را با دقت و با طنين ادا مىكرد . شعرش نيكو بود . روزى كه بر درگاه عبد الله بن طاهر ، كه مدتى اجازت ورود نيافته بود ، اين دو بيت را سرود [ 3 ] : ساترك هذا الباب ما دام اذنه * على ما ارى حتى يخفّ قليلا اذا لم اجد يوما الى الاذن سلّما * وجدت الى ترك اللقاء سبيلا روزى به ديدار عبد الله بن طاهر رفت و بر دستش بوسه داد . عبد الله از روى مزاح گفت : دستم از زبرى شاربت خراشيد . او گفت : خار خارپشت دست شير را نمىآزارد . عبد الله را از سخن او خوش آمد و فرمان داد به او جايزه‌اى بدهند .

--> [ 1 ] حاصل معنى : سياه چشمى كه اگر با او سخن گويى در بيان شاعر است و اگر در آن بنگرى جادوگر است . چهره‌اش رستنگاه ياسمين است كه همراه با گل سرخ با طراوت روئيده است . در پلكهايش شمشير است و چهره‌اش چون نطع و رنگ خون عاشقان بر نطع نمايان است . [ 2 ] المختصر و بنگريد به البيان و التبيين 1 : 280 ، كتاب بغداد لابن ابى طاهر طيفور : 164 ، طبقات ابن المعتز : 287 ، امالى القالى 1 : 98 ، الفهرست : 48 ، السمط 1 : 308 ، ابن خلكان 3 : 89 ، انباه الرواة 4 : 143 ، الوافى 17 : 160 . [ 3 ] حاصل معنى : اين درگاه را ترك مىگويم تا زمانى كه اذن ورودش چنين باشد كه مىبينم . مگر اينكه اندكى آسان گيرند . اگر روزى براى اذن نردبامى نيابم براى ترك ديدار راهى مىيابم .